X
تبلیغات
نفسهــایــــ اجبــــاریـــــ

♥♥


من با تنهایی... توبا چه تن هایی...؟
+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


گاهی گذشت میکنم

و گاهی گذر

و کاش بدانند،

فرق این دو را....


+واسه همیشه رفتم

شاید هم برگشتم اما معلوم نیست....



+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


دیگر چه اهمیتـــی دارد

برگ سبـــــــــــز کدامــ درخت باشی

وقتی صدای خرد شدنتزیر پای عابران

قشنگترین صدای شنیدنی برای آنهاست......

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


آن روز در آغوشت،

امروز در حسرت آغوشت،

چه کسی برایت قصه گفت که دیگر خواب مرا ندیدی !؟

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


نگران شب هایم نباش ...
"تنها" نیستم ...
"بالشم" ...
"هق هق سکوتم" ...
"قرص هایم" ...
... "پاکت سیگارم" ...
"لرزش دستانم" ... همه هستن
...
"تنها" نیستم ...!!!


+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


از من فاصله بگیر !

هر بار که به من نزدیک می شو ے،

باور مےکنم هنوز می شود زندگے را دوست داشت!

از من فاصله بگیر!

من خسته ام از امیدهاےکوتاه.....



+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


بیرون......
جنگ خاموشی
و فراموشی‌‌ست....
با من......
درون همین شعر بنشین....
من از عاشقانی می‌گویم...
که نداشتم....!!
تو از سفرهایی بگو...
که نرفتی.....
بیرون....
آدم می‌کشند…!!



+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


شبیه کسی شده ام

 که پشت دود سیگارش

 با خود می گوید :

 باید تـَرکـــــ کنم !

 ســیگار را...

 خانــــه را...

 زندگـــی را...

 و باز پُــکــی دیگــــر می زند ...


+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


آزارم میدهی ... به عمد ...!

...

اما من آنقدر خسته ام ... آنقدر شکسته ام ...

...

که هیچ نمیگویم ٰ؛...

...

حتی دیگر ... رنجیدن هم از یادم رفته است ...!



+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


سیگارم چه زیبا کام میدهد .....


او تا صبح پیراهن سفیدش را برایم میسوزاند 


و من از لبانش بوسه ها میگیرم ...


چه لذتی میبرم از این همخوابگی ...


او از جان مایه میگذارد و من از عمر ...!!!!!




+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


دستم
به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی،
هوس می کنم،
تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !!
از بس،
که خالــی ام از تو …
از بس،
که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


میگذرد لحظه ها ،

لحظه های بی تو بودن ،

ثانیه هایی که خیلی کند میگذرد !

دلم می خواهد لحظه ها و ثانیه ها تند تر از همیشه سپری شوند و

لحظه ای که روزها آرزوی آن را داشتم فرا رسد ...

دلم می خواهد ....

می خواهم برای همیشه چشمانم را ببندم ...

می خواهم تپش قلبم سکوت اختیار کند ....

می خواهم عمری نباشد که بی تو مصرف شود ...

با رفتنت ،

با نبودنت .....،

تاریخ انقضای من گذشت !

برایم فاتحه بگو ...


+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |



آدمهـــــــا از دور دوست داشتـــــــــــنی ترنــــــــــد ... !
ایــــــــن روزهــــا . . .
مــــــــن خـــــــــدای سکوتـــــــــــ شده ام
خفقــــــــان گـــــرفته ام تـا . . .
آرامــــــــش اهالـــــــــی ِ دنــیا
خــــــــــط خطــــــــی نشـــود . . . !


+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |



استقامتت جای ستایش دارد؛
ولی نه در قلب من!
فقط کمی آنطرفتر بایست!
دلم دیوار نمیخواهد...


+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


به سراغ من اگر می آیید
سخت و پیوسته بیایید
نهراسید از اندیشه ی تنهایی من
صفحه ی خاطر من
شیشه ای نازک نیست
که ز هر لرزش اشکی ترکی بردارد!
صفحه ی خاطر تنهایی من
قطعه سنگی شده از درد هزاران اندوه
در هراس از پاییز . . . !


+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


چقدر دلم هوایت را می کند


حالا که دگر هوایم را نداری...!

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


اين روزها …


يا به تو مي انديشم،


يا به اين مي انديشم، که چرا !؟


به تو مي انديشم ...!!

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


به تو که کاری ندارم!

دارم به دردِ خودم می میرم

تقصیر من نیست

که تو

تنها درد منی...!

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


پشت این بغض
بیدی شکسته
که خیال می کرد
با این بادها نمی لرزد ...


+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


خســـــــــته ام
از ایـــن پیاده روهایــــی که
هیچ گــــاه به پـــایــــان نمی رســـــد...
دلــــــــم بــُـن بَســــــــت می خواهـــَـــد...

 

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |


امروز روز تولد منه!!!!

روزی که ایکاش به دنیا نمیومدم!!!!!



ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود؟؟

من که خود راضی بر این خلقت نبودم زور بود؟؟؟

من چه باشم یا نباشم کار گردون لنگ نیست.....

من بمیرم یا بمانم که کسی دلتنگ نیست!!!!!



+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |

هَوایتــــــ ـــ ـ که به سـَـــــرم می‌زنــد ..
دیگـَــر در هیـــــــچ هَوایی،
نمی‌توانــَـــم نفس بِــِکشمـــــــ ـــــ ــ !
عَجبــــــ ــــ ـ نـَـفس‌گیــــر است
هـَوایِ بـــی تــویی ..

+ نفس کشیدن امضای مرگ من است ..... |